تبليغاتX
حرم وصال


حرم وصال
زاد راه حرم وصل نداریم مگر/ به گدایی ز در میکده زادی طلبیم
 

  نامه ای از آن دل سوخته(عارف واصل حضرت آیه الله سعادت پرور)  

 

محضر دوست عزیز،

قربان دل به هجران مبتلایت.

پروانه پیش از آنکه بسوزاندش، خرمن هستی خویش بسوخت. دیشب مرا با پروانه دلسوخته و عاشق دل باخته سخنانی به میان رفت. در من آتشی افروخت که هنوزهم می سوزم. گاهی بر می خاست و به گرد خورشید رخسار محبوبش می گشت و گاهی از خود بی خود می گشت و به زمین می افتاد. نظرش جز به روی معشوقش نبود. به هر طرف او را می افکندم باز به جانب محبوبش نظر داشت. مدتی در زیر چراغ بیهوش می افتاد، چون به هوش می آمد باز برمی خاست و به دور محبوبش پر و بال می زد.

از او پرسیدم که ای عاشق دلباخته جگر سوخته، چرا از دیروز که به پیش ما آمده ای تا به حال به کناری خزیده بودی و حال چنینی؟ گفت: جلوه معشوق ما را بر این کار داشته.

پرسیدم غرضت از این گردش به دور معشوقت چیست؟ گفت دوست فنای ما می خواهد.

پرسیدم چرا یکباره خود را یکباره به آتش نمی افکنی؟ گفت چه کنم؟ من او را برای خود می خواهم نه خود را برای او.

گفتم این نه رسم عاشقی است! گفت چه کنم؟ پای بند زیبایی خودم و معشوق مرا به خود راه نداد.

پرسیدم چرا به زمین می افتی؟ گفت ما را تاب دیدار او نیست، هر چند به دور وجودش می گردم و التماس می کنم مرا از خود دور می کند و دستی به سینه ام می زند که برو تو نامحرم این بزمی! خودخواهان را در این بزم راه نباشد.

 عشق از اول سرکش و خونین بود// تا گریزد هر که بیرونی بود.

پرسیدم چه می شود که مدتی به زمین می افتی و حرکت نمی کنی؟ گفت اگر چه من نامحرم هستم لیک ((لن ترانی))ش هم به من لذت می بخشد که مدتی از خود بی خود می شوم.

پرسیدم با اینکه تو را می راند چرا دست از دامنش نمی کشی؟  گفت آه آه که این نه رسم عاشقی است!

پرسیدم چرا سخن نمی گویی و همیشه روزها مهر سکوت به دهان زده ای و به کناری خزیده ای؟ گفت آرزوی وصال یار ما را چنین و چنان کرده، گله از دوست بسی بی شرمی است. دوست هجران ما خواهد.

گفتم درس عشقی به من بده. گفت برو از من چه می خواهی؟ این سخن با شمع گو که از سر شب تا به صبح به پا می ایستد و می سوزد و می گرید تا نابود گردد. عاشق سوخته دل تا به بیابان فنا نرود، در حرم دل نشود خاص الخاص.

 آنکه جان داد به شمشیر تو جانانه شود//آنکه مست تو شود ساقی پیمانه شود

 آنکه از عشق تو دیوانه نشد عاقل نیست// عاقل آن است که از عشق تو دیوانه شود

پاسی از شب نرفته بود که او را به کناری نهادم. باز برگشت و دیده به محبوبش دوخت. پرسیدم این چه حالت است؟ گفت ما را انتظار دیدار دوست به این حال واداشت.

چون خورشید طالع گشت او را به کناری یافتم باز به همان راحت آرام و خاموش به انتظار محبوب. یکی از دوستان به پیش من آمد. به او قصه شب گذشته را گفتم و او را به پیشش آوردم. پس از مدتی نظر کردم دیدم او را پامالش کرده اند؛ پر و بالش شکسته و بر بستر بیماری اش افکنده اند.

از پروانه پرسیدم این چه حالت است که در تو می بینم؟ با صدای ضعیف گفت ما را از در خود راندند و لگد قهر بر سر ما زدند که برو هر کس را بدین درگاه راه نباشد!

مرا به حال او رافت افتاد. عصر آن روز او را به کناری یافتم در حالی که بال و پری در او نمانده بود. چون دست به او زدم تنها خاکستری از به دستم باقی ماند.

عاشقان را سر شوریده به پیکر عجب است//دادن سر نه عجب، داشتن سر عجب است


لینک ثابت | نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388   ساعت 14:32   | توسط:   مهدی | مطالب مرتبط

   
 
  نماز توبه  
 

انس بن مالك گويد: رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم ، روز يكشنبه ماه ذى القعده ، خطاب به مردم فرمود:
اى مردم ! كداميك از شما خواهد كه توبه كند؟
مردم گفتند: همه خواهيم توبه كنيم اى رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم !
فرمود: غسل كنيد و وضو بگيريد و چهار ركعت نماز به جاى آريد و در هر ركعت ، سوره حمد را يك مرتبه و قل هو الله را سه مرتبه و معوذتين را يك مرتبه ، تلاوت كنيد! سپس هفتاد مرتبه ، استغفرالله بگوييد و با لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظيم آن را به پايان بريد. آن گاه بگوييد: يا عزيز يا غفار اغفرلى ذنوبى و ذنوب جميع المؤ منين و المؤ منات فانه لا يغفر الذنوب الا انت .
سپس فرمود: هر كس از امت من چنين كند، از آسمان ندا آيد كه عملت را دوباره از سر گير! كه خدا توبه ات را پذيرفته و گناهانت را بخشيده است . و ملكى زير عرش ندا سر دهد كه : اى بنده ! بر تو و خاندان و ذريه ات بركت باد! ملكى ديگرى ندا دهد: اى بنده ! دشمنانت را روز قيامت راضى خواهى كرد! منادى ديگر گويد: اى بنده مؤ من ! خواهى مرد و دينت از تو سلب نخواهد شد و قبرت وسيع شود و منّور گردد.
ملكى ديگر ندا سر دهد كه : پدر و مادرت از تو راضى شوند؛ گرچه از تو در غضب باشند. آنان و ذريه ات بخشيده شوند و تو در دنيا و آخرت در فراخى و گشايش روزى خواهى بود.
جبرييل ندا كند: من همراه ملك الموت شوم ، تا با تو مدارا كند و مرگ ، تو را آزار ندهد و روح از بدنت به سلامت بيرون آيد.
مردم گفتند: اى رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم اگر كسى غير ماه ذى القعده اين عبادت را انجام دهد، چگونه است ؟
فرمود: تفاوتى نكند و همان طور خواهد شد كه بيان نمودم ، اين كلمات را جبرئيل در معراج به من آموخته است .

منبع: داستانهاي عارفانه در آثار علامه حسن زاده آملي/نويسنده: عباس عزیزي


لینک ثابت | نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388   ساعت 14:59   | توسط:   مهدی | مطالب مرتبط

   
 
  ذره اي از خاك(شعري از علامه طباطبائي(رض))  

<span style='background-color:yellow'>علامه طباطبایی</span>

مـــهر خـوبان دل و دیــن از همه بـی پروا برد         

 رخ شــــطرنج نبرد آنــــچه رخ زیبا بـــــرد

تو مـــپندار که مجنون سَرِ خود مجنون گـشت     

     از ســمک تا به سماکش کِشش لیـــلی بــرد

من به ســرچــشمه خورشید نه خود بـردم راه        

  ذره ای بــــــودم و مــهر تو مـــرا بالا بـــرد

من خسی بی ســر و پایم که به سیل افــــتادم      

     او که مـی رفـــــــت مرا هم به دل دریا بـرد

جام صهبا ز کــجا بـود؟ مگر دســت کــه بود        

   که به یک جلوه دل و دین ز همه یک جا برد

خم ابــــروی تو بود و کــف میــــنوی تو بود      

       که دریـــــن بزم بـــگردید و دل شیدا بـرد

خودت آموختی ام مهر و خودت سوخـــتی ام      

        با برافروخـــــته رویی که قرار از ما بــــرد

همه یاران به ســـــر راه تـــو بودیم ولــــــی      

     غــــم روی تو مرا دید و ز مــن یــغما بــرد

همه دل باخته بودیم و پریشان که غمت 

                                      همه را پشت ســر انداخت مرا تنــها برد 

"بشنوید آیاتی از سوره مبارکه مریم را با صدای دلنشین حضرت علامه"      دانلود


لینک ثابت | نوشته شده در یکشنبه هفدهم آبان 1388   ساعت 14:57   | توسط:   مهدی | مطالب مرتبط

   
 
  شرح حال عارف واصل حضرت آيه الله شيخ محمود تحريري(نوّر الله قبره و اعلي الله مقامه)  
 

 مرحوم حاج شيخ  محمود تحريرى قدس سره الشريف ، در يك خانواده متدين و در حد متوسط از جهت زندگى ، در تهران چشم به جهان گشود و از همان زمان جوانى آثار تدين و روح معنويت و تلاش در راه كسب علم و كمالات نفسانى از چهره اش نمايان بود به طورى كه پدر ايشان گفته بود: من چشم اميد به ايشان دارم ، شايد او برايم - براى آخرتم - كارى بكند.

ايشان پس از گذراندن دوران دبستان وارد بازار كار شد و در ضمن شبها به تحصيل علوم دينى اشتغال داشت و مقدمات علوم عربى را در مدرسه حاج ابوالفتح در تهران به سرپرستى مرحوم آية الله حاج سيد مرتضى لنگرودى گذارنده بود و از آنجا كه داراى صفاى باطنى خاصى بود همواره در طلب كمالات نفسانى كوشا و پرتلاش بود از اين جهت در همين ايام تماس نزديك با مرحوم حاج شيخ رجبعلى خياط داشت و در جلسات تذكرى و اخلاقى ايشان شركت مى كرد و مورد ملاطفت خاص ايشان قرار مى گرفت ، علاوه بر اين با مرحوم آية الله حاج شيخ محمد على شاه آبادى استاد عرفانى امام خمينى - رضوان الله عليهما - ارتباط پيدا كرد و حدود 10 سال در جلسات معارف ايشان در مسجد جامع تهران كه براى عموم مردم داشتند شركت مى كرد. ارتباط با اين دو استاد اخلاق و عرفان آنچنان در روحياتش اثر گذاشت كه همواره در جلسات اخلاقيش با تاءثر خاصى از ايشان كلماتى را نقل مى كرد، و چون داراى همتى عالى در راه كسب علم و تحصيل كمالات نفسانى بود براى ادامه اين راه به حوزه علميه قم هجرت كرد و در مدرسه فيضيه اسكان گزيد و با مواجه شدن با اوضاع سخت اقتصادى ، دست از تلاش علمى و تهذيب نفس برنداشت به گونه اى كه پشتكار علمى ايشان زبان زد اساتيد خود بود و ايشان را شگفت زده كرده بود.

ادامه مطلب ...

لینک ثابت | نوشته شده در دوشنبه یازدهم آبان 1388   ساعت 15:16   | توسط:   مهدی | مطالب مرتبط

   
 
  آخرالزمان  

 

آخرالزمان دارای نشانه هایی است که در اصطلاح به آن ها" علائم آخرالزمان" گفته می شود.

علاوه بر اصطلاح رایج" علائم آخرالزمان" در فرهنگ مسلمانان، اصطلاح مشابه دیگری است که از آن به " اشراط الساعة" یاد می شود. اگرچه این اصطلاح به علائم وقوع قیامت اختصاص دارد، ولی از بررسی روایاتی که زیر این عنوان در کتاب های حدیثی ذکر شده است، به دست می آید که محتوای سخنان، مطالب مشترک فراوانی با روایات آخرالزمان دارد و بسیاری از نشانه ها در هر دو دسته روایات ذکرشده است. همانگونه که اشاره شد، این دوره دارای ویژگی هایی است که در روایات اسلامی از آن یاد شده است. برخی از آن خصوصیات که در آستانه ظهور به خوبی قابل مشاهده است، عبارتند از:

1- فراموش کردن دین:پیامبراکرم(ص) آنگاه که به توصیف زندگی مردم در دوران آخرالزمان می پردازد، اینگونه می فرماید:

" برای مردم روزگاری فرا می رسد که دین و آئین آن ها در همّ هایشان است و همت آن ها شکم هایشان و قبله آن ها زنانشان می باشد. رکوع  و سجودشان برای مال دنیاست، در حیرت و مستی خواهند بود و نه مسلمانند و نه نصرانی."

2- دنیا پرستی:از دیگر ویژگی های آخرالزمان، غوطه ور شدن مردم در دنیا و دنیا پرستی است. رسول گرامی اسلام(ص) در این باره فرموده اند:

" به زودی زمانی بر امت من می آید که در آن زمان درون آن ها پلید می شود ولی ظاهر آن ها به طمع دنیا آراسته می گردد. به آنچه در پیشگاه خداوند است دل نمی بندند، دین آن ها ریا، و [تظاهر] است، خوف از خدا به دلشان راه نیاید[ و خداوند آن ها را به عذابی فراگیر دچار سازد و به این صورت که ] آن ها خداوند را همچون آدم غرق شده می خوانند و خداوند دعایشان را مستجاب نمی کند."

 


ادامه مطلب ...

لینک ثابت | نوشته شده در شنبه نهم آبان 1388   ساعت 0:54   | توسط:   مهدی | مطالب مرتبط

   
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
کپی برداری از مطالب این وبلاگ با ذکر صلوات مجاز می باشد!